۳ سناریوی سهمیه بندی بنزین؛ مدل شیر، آهنی یا آدمی؟
سه سناریوی جدید دولت برای سهمیه بندی بنزین؛ کدام مدل اجرا میشود؟
بحران ناترازی بنزین در ایران به مرحلهای رسیده که دولت بررسی روشهای جدید برای مدیریت مصرف سوخت را در دستور کار قرار داده است. طبق اظهارات اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، مصرف روزانه بنزین کشور به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده، در حالی که تولید داخلی حدود ۱۲۱ میلیون لیتر است. به این ترتیب، روزانه حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیون لیتر میان مصرف و تولید فاصله وجود دارد.
دولت اعلام کرده است که برای جبران این ناترازی، قرار نیست تصمیمی ناگهانی اتخاذ شود و قرار است طی ۱۰ تا ۱۵ روز آینده، پس از بررسی کارشناسی و دریافت دیدگاههای مختلف، مدل مناسب انتخاب شود. در حال حاضر سه سناریوی اصلی برای نحوه توزیع بنزین مطرح شده که تفاوت آنها بیشتر به این موضوع برمیگردد که سهمیه سوخت باید به میزان تولید، خودرو یا افراد اختصاص پیدا کند.
چرا دولت به دنبال تغییر شیوه سهمیهبندی بنزین است؟
ناترازی بنزین زمانی شکل میگیرد که میزان مصرف از ظرفیت تولید داخلی بیشتر شود. در چنین شرایطی، دولت برای تأمین کسری باید به واردات متوسل شود که هزینه قابل توجهی به کشور تحمیل میکند.
بر اساس آمار مطرحشده، فاصله فعلی میان تولید و مصرف روزانه بنزین حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیون لیتر است. اگر این اختلاف در طول زمان افزایش پیدا کند، صرف افزایش تولید نیز لزوماً راهحل نهایی نخواهد بود؛ زیرا رشد تعداد خودروها، مصرف بالای برخی خودروهای داخلی و استفاده گسترده از خودروهای شخصی میتواند دوباره مصرف را افزایش دهد.
به همین دلیل، بحث دولت فقط درباره قیمت بنزین نیست، بلکه نحوه توزیع سهمیه و ایجاد انگیزه برای کاهش مصرف نیز در حال بررسی است.
سه مدل پیشنهادی دولت برای سهمیهبندی بنزین چیست؟
سه سناریوی مطرحشده را میتوان به شکل زیر خلاصه کرد:
| مدل پیشنهادی | مبنای تخصیص بنزین | ویژگی اصلی | مزیت احتمالی | چالش اصلی |
|---|---|---|---|---|
| مدل شیر | میزان تولید کشور | توزیع بنزین تا سقف تولید روزانه | بدون تغییر مستقیم قیمت | احتمال ایجاد صف و بازار غیررسمی |
| مدل آهنی | خودرو | اختصاص سهمیه به هر خودرو | مدیریت سادهتر مصرف خودروها | نادیده گرفتن خانوارهای فاقد خودرو |
| مدل آدمی | فرد یا کد ملی | اختصاص سهمیه به هر فرد | پوشش خانوارهای دارای خودرو و فاقد خودرو | نیاز به زیرساخت اجرایی دقیق |
هر یک از این مدلها پیامد متفاوتی برای مالکان خودرو، خانوارهای فاقد خودرو و بازار سوخت خواهد داشت و به همین دلیل انتخاب میان آنها صرفاً یک تصمیم فنی نیست.
مدل شیر بنزین چیست؟
در مدل موسوم به «شیر»، میزان عرضه بنزین متناسب با تولید داخلی تنظیم میشود. اگر تولید روزانه حدود ۱۲۱ میلیون لیتر باشد، توزیع نیز در همین محدوده انجام خواهد شد و پس از رسیدن به سقف تعیینشده، امکان عرضه بیشتر وجود نخواهد داشت.
یکی از ویژگیهای این مدل آن است که در صورت اجرای آن، لزوماً قیمت بنزین افزایش پیدا نمیکند. با این حال، مشکل اصلی در نحوه توزیع است.
اگر تقاضا در ساعات مشخصی از روز افزایش پیدا کند، محدود شدن عرضه میتواند به تشکیل صف در جایگاهها منجر شود. در چنین شرایطی، ممکن است بخشی از مردم برای اطمینان از دسترسی به سوخت، زودتر یا بیشتر از نیاز معمول سوختگیری کنند و همین رفتار، فشار بیشتری بر شبکه توزیع ایجاد کند.
از سوی دیگر، محدودیت عرضه بدون سازوکار مناسب میتواند زمینه شکلگیری بازار غیررسمی را نیز فراهم کند.
مدل آهنی یا سهمیهبندی بر اساس خودرو چگونه است؟
در مدل «آهنی»، سهمیه سوخت مستقیماً به خودرو اختصاص پیدا میکند. در این روش، برای هر خودرو مقدار مشخصی سهمیه تعیین میشود و مصرف بیشتر از سهمیه میتواند با نرخ دیگری محاسبه شود.
مزیت اصلی این روش، سادگی نسبی آن است؛ زیرا سیستم موجود سوخت کشور نیز بر مبنای اطلاعات خودرو و کارت سوخت فعالیت میکند.
با این حال، یک ایراد مهم به این مدل وارد است: خانواری که خودرو ندارد، سهمی از یارانه بنزین دریافت نمیکند. در مقابل، خانواری که چند خودرو در اختیار دارد، امکان برخورداری از سهمیه چند خودرو را خواهد داشت.
به همین دلیل، منتقدان این روش معتقدند اختصاص سهمیه به خودرو الزاماً به معنای توزیع عادلانه یارانه سوخت میان خانوارها نیست.
مدل آدمی چیست و سهمیه بنزین به هر فرد چگونه کار میکند؟
مدل «آدمی» مبنای تخصیص سهمیه را از خودرو به فرد منتقل میکند. در این سناریو، سهمیه به هر فرد اختصاص پیدا میکند و داشتن یا نداشتن خودرو شرط دریافت آن نیست.
برای مثال، فردی که خودرو ندارد نیز میتواند سهمیه خود را دریافت کند. این سهمیه در صورت طراحی مناسب سامانه، میتواند قابلیت انتقال یا فروش داشته باشد و فرد بتواند از ارزش اقتصادی سهمیه خود استفاده کند.
از نظر توزیع یارانه، این مدل میتواند تفاوت مهمی با سهمیهبندی خودرویی ایجاد کند. خانوارهای فاقد خودرو که در مدل فعلی امکان استفاده مستقیم از سهمیه بنزین ندارند، در چنین سازوکاری نیز در فرآیند تخصیص قرار میگیرند.
البته اجرای این روش به زیرساخت دقیق اطلاعاتی و مالی نیاز دارد. باید مشخص باشد سهمیه چگونه به افراد اختصاص مییابد، امکان انتقال آن چگونه انجام میشود و چه سازوکاری برای جلوگیری از تخلف یا ایجاد معاملات غیرشفاف وجود خواهد داشت.
کدام مدل سهمیهبندی بنزین عادلانهتر است؟
پاسخ به این سؤال به معیار مورد نظر بستگی دارد. اگر هدف اصلی کنترل مصرف و جلوگیری از مصرف مازاد باشد، سهمیهبندی بر اساس خودرو میتواند ساختار سادهتری داشته باشد. اما اگر هدف، توزیع یارانه سوخت میان جمعیت باشد، مدل مبتنی بر فرد میتواند پوشش گستردهتری ایجاد کند.
تفاوت اصلی سه مدل در این است که یارانه بنزین در نهایت به چه چیزی تعلق میگیرد:
- در مدل شیر، محور اصلی میزان تولید و عرضه است.
- در مدل آهنی، خودرو مبنای دریافت سهمیه است.
- در مدل آدمی، فرد دریافتکننده سهمیه خواهد بود.
بنابراین انتخاب مدل نهایی باید علاوه بر میزان کاهش مصرف، اثر آن بر خانوارهای مختلف و پیامدهای اقتصادی آن را نیز در نظر بگیرد.
آیا تغییر سهمیهبندی به تنهایی مشکل بنزین را حل میکند؟
ناترازی بنزین تنها نتیجه شیوه توزیع سوخت نیست. حتی اگر سهمیهبندی تغییر کند، تا زمانی که مصرف سوخت خودروها بالا باشد و حملونقل عمومی نتواند بخش بیشتری از سفرهای روزانه را پوشش دهد، فشار بر شبکه سوخت همچنان ادامه خواهد داشت.
یکی از عوامل مهم، مصرف بالای بخشی از خودروهای تولید داخل است. وقتی یک خودرو در شرایط واقعی بیش از حد انتظار سوخت مصرف میکند، افزایش تعداد چنین خودروهایی مستقیماً به رشد مصرف بنزین منجر میشود.
از طرف دیگر، ضعف حملونقل عمومی باعث میشود بسیاری از سفرها با خودروهای شخصی انجام شوند. توسعه مترو، اتوبوسرانی و سایر شیوههای حملونقل عمومی میتواند بدون اعمال فشار مستقیم بر مصرفکننده، بخشی از تقاضای بنزین را کاهش دهد.
خودروهای پرمصرف چه نقشی در ناترازی بنزین دارند؟
مصرف سوخت خودرو تنها به حجم موتور وابسته نیست. وزن خودرو، فناوری موتور، وضعیت فنی، نوع گیربکس، سبک رانندگی و شرایط ترافیکی همگی روی میزان مصرف تأثیر دارند.
در شهرهای پرترافیک، خودرو ممکن است بخش قابل توجهی از زمان خود را در حالت توقف یا حرکت با سرعت پایین سپری کند. در چنین شرایطی، مصرف واقعی میتواند با اعداد اعلامشده در شرایط آزمایشگاهی تفاوت محسوسی داشته باشد.
بنابراین، سیاست کاهش مصرف بنزین نمیتواند فقط به سهمیهبندی محدود شود. اصلاح استاندارد مصرف سوخت و حرکت به سمت خودروهای کممصرف نیز باید بخشی از برنامه بلندمدت باشد.
حملونقل عمومی چه نقشی در کاهش مصرف بنزین دارد؟
اگر گزینه مناسبی برای جابهجایی وجود نداشته باشد، محدود کردن مصرف خودرو شخصی میتواند فشار بیشتری بر خانوارها وارد کند. به همین دلیل، توسعه حملونقل عمومی مکمل سیاستهای مدیریت مصرف سوخت محسوب میشود.
افزایش ظرفیت مترو و اتوبوسرانی، نوسازی ناوگان و بهبود دسترسی شهروندان به حملونقل عمومی میتواند تعداد سفرهای تکسرنشین با خودرو را کاهش دهد.
در واقع، سیاست سوختی زمانی اثربخشتر خواهد بود که مصرفکننده امکان انتخاب جایگزین داشته باشد. نمیتوان انتظار داشت صرفاً با تغییر نحوه سهمیهبندی، الگوی حملونقل یک جامعه به شکل پایدار تغییر کند.
تصمیم نهایی دولت درباره سهمیهبندی بنزین چه زمانی اعلام میشود؟
بر اساس اظهارات مطرحشده، دولت قصد دارد طی ۱۰ تا ۱۵ روز آینده گزینههای موجود را با حضور کارشناسان و رسانهها بررسی کند و پس از جمعبندی، الگوی نهایی را به مردم اعلام کند.
بنابراین، سه مدل مطرحشده را باید در حال حاضر سناریوهای مورد بررسی دانست و نه یک تصمیم قطعی برای تغییر نحوه سهمیهبندی بنزین. جزئیات مهمی مانند میزان سهمیه، نحوه محاسبه نرخهای مختلف، امکان انتقال سهمیه و زمان اجرای طرح تنها پس از اعلام رسمی دولت مشخص خواهد شد.
در نهایت، حل ناترازی بنزین نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان است. مدیریت مصرف، اصلاح الگوی سهمیهبندی، کاهش مصرف سوخت خودروها و توسعه حملونقل عمومی باید در کنار یکدیگر دنبال شوند. در غیر این صورت، حتی یک تغییر موفق در شیوه توزیع بنزین نیز ممکن است تنها بخشی از مشکل فعلی را برطرف کند.

دیدگاه بگذارید
اولین نفر باشید که دیدگاه خود را می نویسد