چرا خودروهای ایرانی با وجود استانداردهای فنی هنوز ایمن نیستند؟
چرا اجرای استانداردهای فنی به تنهایی برای ایمن شدن خودروهای ایرانی کافی نیست؟
بسیاری از ما تصور میکنیم که وقتی صحبت از کیفیت و ایمنی خودرو به میان میآید، منظور صرفاً رعایت مجموعهای از قوانین در خط تولید است. با این حال، واقعیت این است که حتی با وجود اجرای ۸۵ استاندارد مختلف در صنعت خودروی کشور، هنوز آن سطح از ایمنی و کیفیتی که از یک خودروی مدرن انتظار داریم، به طور کامل لمس نمیشود. به عنوان کسی که سالها در فضای صنعت خودرو فعالیت کرده، معتقدم مشکل اصلی، لزوماً در پیچیدگیهای فنی یا تجهیزات کارخانه نیست، بلکه ریشه اصلی در ساختاری است که این کارخانهها در آن فعالیت میکنند.
در واقع، کیفیت یک محصول نهایی، صرفاً نتیجه عملکرد مهندسان یا قطعهسازان نیست؛ بلکه بازتابی از سیاستهای کلان و نگاه حاکم بر توسعه صنعتی در کشور است. زمانی که استراتژیهای تولید بر پایه برنامهریزیهای مدون و رضایت واقعی مشتری بنا نشود، حتی پیشرفتهترین تکنولوژیها هم نمیتوانند محصولی با کیفیت پایدار تولید کنند.
نقش سیاستگذاری و حکمرانی در ارتقای کیفیت خودرو
کیفیت خودرو پیش از آنکه در خط تولید و با قطعات مختلف شکل بگیرد، در سطح ذهنیت مدیران و سیاستگذاران متولد میشود. اگر نگرش حاکم بر صنعت، تمرکز بر توسعه و استراتژیهای بلندمدت باشد، کیفیت به طور خودکار در تمامی ارکان زنجیره تأمین جاری خواهد شد. اما وقتی نگاه حاکم، نگاهی مقطعی باشد، صنعت همواره درگیر مدیریت بحرانهای پراکنده خواهد بود تا بهبود مستمر.
برای اینکه بتوانیم به سطح استانداردهای جهانی نزدیک شویم، باید از چند ویژگی کلیدی در ساختار مدیریتی و سیاستگذاری صنعت عبور کنیم:
- جایگزینی فرهنگ حل ریشهای مسائل با رویکرد مدیریت بحران
- تبدیل شفافیت به یک اصل در تمام سطوح تولید و جایگزینی آن با پنهانکاری
- اولویت دادن به تخصصمحوری و حذف رانتهای اقتصادی از چرخه تامین
- حرکت از اقدامات مقطعی و جوگیرانه به سمت برنامهریزی مستمر و پایدار
الگوبرداری از کشورهای موفق در صنعت خودروسازی
تجربه کشورهای پیشرو در صنعت خودرو نشان میدهد که آنها کیفیت را نه یک دستورالعمل فنی، بلکه یک ارزش و استراتژی ملی پذیرفتهاند. در آن کشورها، کیفیت از بالاترین سطح مدیریتی شروع شده و با یک رویکرد کاملاً تخصصمحور، به پایینترین سطح از زنجیره تأمین، یعنی تولید قطعات، منتقل شده است.
در این مدل، خودروساز و قطعهساز تنها تولیدکننده نیستند، بلکه محصولاتی هستند که در یک محیط مشخص رشد میکنند. بنابراین، اگر بخواهیم به دنبال ارتقای پایدار کیفیت باشیم، نباید تنها به اصلاح فرآیندهای تولید یا خرید ماشینآلات جدید بسنده کنیم؛ بلکه باید به اصلاح فرهنگ کاری، اصلاح سیاستهای کلان اقتصادی و ایجاد ثبات در قوانین توجه ویژهای داشته باشیم.
نتیجهگیری: کیفیت، محصولِ تفکر است نه فقط تولید
در نهایت باید پذیرفت که کیفیت خودرو، حاصلِ محیطی است که در آن فعالیت میکنیم. اگر محیط اقتصادی و سیاسی حاکم بر صنعت، ثبات و شفافیت را فراهم نکند، تلاشهای فنی در داخل کارخانه، تنها میتواند لایهای از ظاهر ایمنی را ایجاد کند، اما نمیتواند به معنای واقعی معنای کیفیت و ایمنی را به معنای جهانی برای مشتری رقم بزند. برای رسیدن به این هدف، مسیر اصلی از اصلاح نگرشها و سیاستهای راهبردی میگذرد، نه تنها از مسیر خطوط تولید.

دیدگاه بگذارید
2 دیدگاه ها برای "چرا خودروهای ایرانی با وجود استانداردهای فنی هنوز ایمن نیستند؟"
وقتی پلتفرم ماشینها قدیمی باشه،ورق با ضخامت ۱۰سانتی هم بندازی،بازم نمیتونه خوب بدنه ای مقاومت کنه(نمونه:سمند سورن و دنا و تازگیها آریسان ۲ روی پلتفرم تاریخ گذشته پژو ۴۰۵،پراید وانت که مال عهد بوقه و سردستشون،نیسان وانت که با یه ۱۶سانت افزایش طول و چند تا زرت و پرت دیگه،مثلا شده ایمن!درحالیکه اصل پلتفرم برای سال ۱۹۷۰هست(برای ۵۵-۶۰سال پیشه))
شاسی و ورق مورد استفاده در ماشین های ایرانی کیفیت مطلوب را ندارند. و موقع حادثه نمی توانند از سرنشینان خود حفاظت کنند.
بهت است در طراحی ها جدید ابتدا شاسی ها مورد بازبینی قرار گیرند.