بررسی لیفان X50؛ هاچبک قدبلند چینی با ظاهر اسپرت و موتور ۱.۵ لیتری
لیفان X50 با ظاهر متفاوت، فرمان برقی و نسخه اتوماتیک CVT وارد بازار ایران شد و خیلی زود در میان خریداران هاچبکهای شهری جلب توجه کرد. اندازه جمعوجور و تجهیزات رفاهی آن هنوز هم میتواند برای استفاده روزانه جذاب باشد؛ بهخصوص اگر دنبال خودرویی باشید که رانندگی با آن در ترافیک خستهکننده نباشد.
اما X50 فقط به ظاهرش خلاصه نمیشود. شتابگیری نهچندان پرانرژی، کیفیت متوسط برخی قطعات کابین و حساسیت خرید نسخههای کارکرده اتوماتیک، نکتههایی هستند که باید در کنار امکانات و قیمت این خودرو سنجید.
معرفی لیفان X50
لیفان X50 محصول سال ۲۰۱۴ شرکت لیفان چین است. این خودرو ابتدا در نمایشگاه خودروی پکن همان سال معرفی شد و در پاییز ۲۰۱۴ به بازار چین رسید. کرمان موتور نیز آن را در نمایشگاه خودروی شیراز سال ۱۳۹۴ به نمایش گذاشت و مونتاژ و عرضهاش را در همان سال آغاز کرد. تولید نسخه ایرانی تا حدود سال ۱۳۹۷ ادامه داشت؛ بنابراین اگر امروز قصد خرید X50 را دارید، با یک خودروی دستدوم و متوقفشده از خط مونتاژ روبهرو هستید.
هرچند لیفان و بعضی رسانهها X50 را کراساوور کوچک معرفی میکنند، از نظر ابعاد و شکل بدنه بیشتر به یک هاچبک مرتفع شباهت دارد. ارتفاع بیشتر بدنه، پوششهای مشکی دور گلگیرها و تزئینات سپر به آن ظاهر یک شاسیبلند کوچک دادهاند، اما نه ارتفاعش در حد یک شاسیبلند آفرودی است و نه سیستم دو دیفرانسیل دارد. هر دو نسخه واردشده به ایران دیفرانسیل جلو هستند و برای مسیرهای آسفالت طراحی شدهاند.
در بازار ایران دو انتخاب اصلی وجود دارد: لیفان X50 دندهای با گیربکس پنجسرعته و لیفان X50 اتوماتیک با گیربکس CVT. پیشرانه هر دو مشترک است. اگر بیشتر در ترافیک حرکت میکنید، اتوماتیک راحتتر است؛ اگر کنترل مستقیمتر بر دندهها و سادگی نسبی مجموعه انتقال قدرت را ترجیح میدهید، نسخه دستی ارزش بررسی بیشتری دارد. این تفاوت هنگام خرید خودروی کارکرده اهمیت زیادی پیدا میکند.
طراحی ظاهری
بخش مهمی از جذابیت لیفان X50 به طراحی بیرونی آن برمیگردد. در نمای جلو، چراغهای کشیده و زاویهدار در دو طرف جلوپنجره باریک قرار گرفتهاند و ورودی هوای بزرگ سپر، چهره خودرو را از یک هاچبک ساده جدا میکند. چراغهای روشنایی روز در دو طرف قسمت پایین سپر و قطعه نقرهایرنگ زیر آن نیز برای اسپرتتر شدن ظاهر به کار رفتهاند. این ترکیب در زمان ورود X50 به ایران متفاوتتر از بسیاری از هاچبکهای اقتصادی بازار بود.
در نمای جانبی، خط شانهای بدنه، قاب مشکی دور چرخها و ریلهای سقفی که در بعضی نمونهها دیده میشوند، به بلندتر نشان دادن خودرو کمک میکنند. بااینحال، رینگهای ۱۵ اینچی در مقایسه با حجم گلگیرها کمی کوچک به نظر میرسند. همین موضوع نشان میدهد X50 بیشتر یک هاچبک با تزئینات کراس است تا یک شاسیبلند واقعی.
نمای عقب شاید شناختهشدهترین قسمت طراحی این لیفان باشد. شکل چراغها یادآور آلفارومئو جولیتا است و اسپویلر بالای شیشه عقب، شیشه نسبتاً کوچک و تزئین نقرهای سپر به آن ظاهر متفاوتی دادهاند. شباهت چراغها به محصولات دیگر را نمیتوان نشانه طراحی کاملاً مستقل دانست، اما نتیجه نهایی از بسیاری از خودروهای ارزانقیمت چینی همدوره کمجذابیتتر نیست. اگر ظاهر خودرو برایتان اولویت دارد، X50 هنوز هم میتواند در نگاه اول نظرتان را جلب کند؛ هرچند این جذابیت الزاماً به معنی برتری فنی آن نیست.
کابین و امکانات رفاهی
با نشستن پشت فرمان X50، ابتدا مجموعه آمپر آن توجه را جلب میکند. دورسنج بزرگ با زمینه قرمز در مرکز قرار گرفته و سرعت خودرو بهصورت دیجیتالی نمایش داده میشود. این چیدمان با داشبوردهای معمولی آن دوران فرق دارد و یکی از جزئیاتی است که به کابین جلوه اسپرت داده است. کنسول میانی شکل V دارد و دریچههای تهویه، سیستم صوتی و کلیدهای کنترلی در امتداد آن قرار گرفتهاند.
فرمان سهشاخه، کلیدهای کنترل سیستم صوتی و محفظههای کوچک کنار کنسول برای استفاده روزانه مفیدند. البته اگر اولین بار پشت فرمان بنشینید، برای پیدا کردن بعضی کلیدهای سیستم صوتی و تهویه به کمی آشنایی نیاز خواهید داشت. پلاستیک سخت سهم زیادی از داشبورد و رودریها دارد؛ بنابراین نباید انتظار کیفیت مواد داخلی یک خودروی گرانقیمتتر را داشته باشید. جذابیت طراحی با کیفیت متریال دو موضوع جداگانهاند و X50 در بخش دوم چندان ممتاز نیست.
از امکانات نسخههای عرضهشده در ایران میتوان به سانروف، روکش صندلی چرمی در نمونههای مجهز، آینههای جانبی برقی، شیشهبالابرهای برقی، سنسور پارک عقب، رایانه سفری، چراغ روز و سیستم صوتی با پورت USB و AUX و چهار بلندگو اشاره کرد. فرمان برقی نیز کمک میکند دور زدن و پارک کردن خودرو به نیروی زیادی نیاز نداشته باشد. در مقابل، نباید انتظار کروز کنترل یا تهویه مطبوع اتوماتیک را از فهرست استاندارد این خودرو داشته باشید. هنگام خرید هم نصببودن مانیتور یا دوربین عقب را بهتنهایی نشانه آپشن فابریک ندانید؛ بعضی تجهیزات ممکن است بعداً اضافه شده باشند.
در مجموع، X50 برای زمان عرضه خود امکانات رفاهی مناسبی داشت و از نظر چیدمان داشبورد نیز سعی کرده بود از ظاهر اقتصادی خودرو فاصله بگیرد. امروز ارزش این امکانات بیشتر به سالم بودنشان است. عملکرد سانروف، کلیدهای شیشهبالابر، سنسور عقب و تجهیزات برقی کابین باید در خودرویی با این سن بررسی شود، چون خرابی هرکدام میتواند بخشی از مزیت خرید این مدل را از بین ببرد.
ابعاد، فضای کابین و صندوق
لیفان X50 با ۴۱۰۰ میلیمتر طول، ۱۷۲۲ میلیمتر عرض و ۱۵۴۰ میلیمتر ارتفاع، خودروی بزرگی نیست. فاصله محوری ۲۵۵۰ میلیمتری آن نیز نشان میدهد بیشتر برای رفتوآمد شهری و خانوادههای کمجمعیت ساخته شده است. این ابعاد برای جا شدن در پارکینگهای کوچک یا حرکت در خیابانهای شلوغ امتیاز محسوب میشوند؛ بهخصوص وقتی فرمان برقی را هم در نظر بگیریم.
در ردیف جلو، تنظیم موقعیت صندلی و فرمان به راننده کمک میکند جای مناسبی برای نشستن پیدا کند. صندلیهای جلو برای استفاده روزمره طراحی شدهاند و ارتفاع نشیمن نسبت به یک هاچبک کمارتفاع، سوار و پیاده شدن را آسانتر میکند. در عوض، فرم داشبورد و ارتفاع سقف ممکن است برای رانندگان خیلی قدبلند محدودیتهایی ایجاد کند؛ پیش از خرید بهتر است وضعیت دید جلو و فاصله سر تا سقف را با تنظیم واقعی صندلی امتحان کنید.
صندلی عقب برای دو بزرگسال مناسبتر از سه سرنشین است. در آزمون اولیه خودرو در ایران، فردی با قد ۱۸۳ سانتیمتر از فضای پای ردیف عقب رضایت داشته، اما این تجربه به معنی آسایش یکسان تمام افراد قدبلند نیست. عرض محدود بدنه و فضای شانهها هنگام نشستن سه نفر خود را نشان میدهد. در سفر خانوادگی با چهار سرنشین، چیدمان کابین منطقیتر از استفاده دائمی با پنج نفر است.
صندوق عقب برای خریدهای روزمره و چند ساک سفر کارآمد است، اما انتظار فضای بار یک کراساوور خانوادگی را نباید از X50 داشته باشید. صندلی عقب تا میشود و برای حمل وسایل بزرگتر فضای بیشتری فراهم میکند. اگر صندوق برایتان مهم است، شکل دهانه بارگیری و فضایی را که با صندلیهای عقب در حالت استفاده باقی میماند، از نزدیک ببینید؛ این دو ویژگی از صرفِ یک عدد حجم صندوق در استفاده واقعی مهمترند.
مشخصات فنی و عملکرد
لیفان X50 مونتاژی به موتور بنزینی چهارسیلندر ۱.۵ لیتری با حجم دقیق ۱۴۹۸ سیسی، ۱۶ سوپاپ و سامانه زمانبندی متغیر سوپاپها مجهز است. این موتور ۱۰۲ اسببخار قدرت در ۶۰۰۰ دور و ۱۳۳ نیوتنمتر گشتاور در بازه ۳۵۰۰ تا ۴۵۰۰ دور در دقیقه تولید میکند. تمام نیروی موتور به چرخهای جلو منتقل میشود و خبری از توربوشارژر یا سیستم چهارچرخ محرک نیست.
در نسخه دستی، گیربکس پنجسرعته وظیفه انتقال نیرو را بر عهده دارد؛ در نسخه اتوماتیک، گیربکس CVT نسبت دنده را بهصورت پیوسته تغییر میدهد. وزن خالص اعلامشده برای نمونه دندهای ۱۱۵۰ کیلوگرم و برای اتوماتیک ۱۱۷۵ کیلوگرم است. با این وزن و توان موتور، X50 بیشتر برای رانندگی معمولی طراحی شده تا شتابگیری سنگین یا سبقتهای پیاپی. نسخه دستی امکان بیشتری برای نگهداشتن موتور در دور مناسب هنگام سربالایی دارد، اما معجزهای از نظر قدرت ایجاد نمیکند.
مصرف سوخت ترکیبی اعلامی مدل اتوماتیک ۶.۵ لیتر در صد کیلومتر و نسخه دندهای نزدیک به ۶.۳ لیتر است. این اعداد مربوط به شرایط آزمون و اطلاعات اعلامیاند. در یک بررسی رانندگی پرفشار از X50، رایانه سفر عددی در حدود ۸.۵ لیتر را ثبت کرده است؛ بعضی مالکان نیز در استفاده شهری اعداد بالاتری گزارش کردهاند. بنابراین اگر هدف اصلیتان از خرید، مصرف دقیقاً ۶.۵ لیتری در رفتوآمد واقعی است، بهتر است روی آن حساب قطعی باز نکنید.
باک ۴۲ لیتری X50 نیز ظرفیت بزرگی ندارد. چنین باکی برای خودرویی با ابعاد X50 دور از انتظار نیست، اما وقتی مسیرهای شلوغ، استفاده از کولر و مصرف واقعی بالاتر از عدد کاتالوگ را در نظر بگیرید، دفعات سوختگیری از آنچه صرفاً روی کاغذ انتظار دارید بیشتر خواهد شد.
تجربه رانندگی
اولین ویژگی محسوس X50 اتوماتیک، سبک بودن فرمان هنگام حرکت با سرعت کم است. در کوچهها، پارک دوبل و ترافیک، فرمان برقی به کار راننده میآید. ابعاد کوتاه بدنه نیز مانور دادن را آسانتر میکند. اگر بخش عمده رفتوآمدتان درون شهر است، همین دو ویژگی میتوانند دلیل مهمی برای در نظر گرفتن X50 باشند.
اما با فشار دادن پدال گاز، تفاوت ظاهر اسپرت و عملکرد فنی خودرو مشخص میشود. در آزمون رانندگی نسخه اتوماتیک، آغاز حرکت کمی کند توصیف شده و پس از بالا رفتن سرعت، کشش خودرو بهتر شده است. گیربکس CVT دندههای ثابت یک گیربکس اتوماتیک معمولی را تعویض نمیکند؛ به همین دلیل در شتابگیری شدید ممکن است دور موتور بالا بماند و صدایی یکنواخت بشنوید. حالت S نیز با تغییر واکنش گیربکس، موتور را در دور بالاتری نگه میدارد؛ ولی قدرت موتور را افزایش نمیدهد.
برای سبقت در جاده یا بالا رفتن از سربالایی با چند سرنشین، بهتر است توان ۱۰۲ اسببخاری خودرو را واقعبینانه در نظر بگیرید. شتابگیری از حالت توقف با سرعتگیری میانی یکسان نیست و واکنش X50 در این دو شرایط فرق دارد. نسخه دندهای به راننده اجازه میدهد زمان تعویض دنده را انتخاب کند؛ در مقابل، نسخه اتوماتیک در ترافیک فشار کار با پدال کلاچ را حذف میکند. انتخاب بین این دو بیش از آنکه به ظاهر خودرو مربوط باشد، به مسیرهای روزانه شما برمیگردد.
تعلیق جلو از نوع مکفرسون و عقب از نوع نیمهمستقل است. در آزمون اولیه X50، جذب ضربههای مسیر رضایتبخش ارزیابی شده، ولی بررسیهای دیگر از انتقال ضربه روی دستاندازهای تند خبر میدهند. این تفاوت نظر بیدلیل نیست؛ عبور از سرعتگیر کوتاه با حرکت روی آسفالت موجدار یا چالههای متوالی، فشار متفاوتی به تعلیق وارد میکند. اگر بیشتر از خیابانهای ناهموار عبور میکنید، آزمایش سواری روی همان نوع مسیر برایتان اهمیت بیشتری دارد.
ترمزهای دیسکی هر چهار چرخ از نکات مثبت فنی X50 به حساب میآیند و در آزمون داخلی اولیه نیز عملکرد ترمزها رضایتبخش گزارش شده است. بااینحال، کیفیت ترمز یک نمونه کارکرده به وضعیت لنت، دیسک، لاستیک و سرویسهای انجامشده بستگی دارد. صدای غیرعادی جلوبندی، کشیدن خودرو به یک سمت و لرزش فرمان هنگام ترمزگیری از مواردی هستند که باید هنگام آزمایش خودرو بررسی شوند.
اگر قصد خرید X50 اتوماتیک دارید، بخش مهم بررسی به گیربکس CVT مربوط است. شروع حرکت پس از انتخاب D یا R، تأخیر غیرعادی، لرزش، صدای زوزه و تغییر نامتناسب دور موتور با سرعت خودرو را جدی بگیرید. این علائم بهتنهایی خرابی قطعی گیربکس را ثابت نمیکنند، اما نیازمند بررسی تخصصیاند. سوابق سرویس و نوع روغن استفادهشده در گیربکس نیز از آپشنهای ظاهری خودرو مهمتر است؛ هزینه تعمیر احتمالی CVT میتواند مزیت خرید یک نمونه ارزانتر را از بین ببرد.
ایمنی
تجهیزات ایمنی لیفان X50 مونتاژی شامل دو کیسه هوا برای راننده و سرنشین جلو، ترمز ضدقفل ABS، توزیع الکترونیکی نیروی ترمز EBD و سامانه ترمز کمکی BAS است. ترمز دیسکی هر چهار چرخ و محل نصب صندلی کودک ISOFIX نیز در فهرست تجهیزات این مدل دیده میشوند. در مقابل، سیستم کنترل پایداری الکترونیکی ESP جزو تجهیزات استاندارد نسخه مونتاژی ایران نیست؛ نبود آن بهخصوص هنگام مانور ناگهانی روی مسیر لغزنده محدودیتی مهم محسوب میشود.
نباید فرمان برقی EPS را با کنترل پایداری ESP اشتباه گرفت. EPS فقط به کم کردن نیروی لازم برای چرخاندن فرمان کمک میکند، درحالیکه ESP با ترمزگیری انتخابی چرخها و کنترل گشتاور موتور برای جلوگیری از انحراف خودرو وارد عمل میشود. این تفاوت هنگام مقایسه تجهیزات ایمنی X50 با خودروهای مجهز به کنترل پایداری اهمیت دارد.
برای نسخه ۱.۵ لیتری مونتاژ ایران، نتیجه معتبر و قابل تطبیقی از آزمون تصادف مستقل مانند C-NCAP یا Euro NCAP در دسترس نیست. به همین دلیل نمیتوان صرف وجود کیسه هوا، ترمزهای دیسکی یا همکاری شرکتهای مهندسی در توسعه خودرو را معادل دریافت امتیاز مشخص ایمنی دانست. X50 تجهیزات پایه ترمز مناسبی دارد، اما بدون نتیجه آزمون مستقل نمیشود درباره حفاظت آن در برخورد شدید داوری قطعی کرد.
رقبا
در میان خودروهایی که خریداران لیفان X50 معمولاً کنار آن بررسی میکنند، رنو ساندرو استپوی و برلیانس کراس C3 دو گزینه مهم هستند. هر سه برای استفاده شهری مناسباند، اما هرکدام نقطه قوت متفاوتی دارند. X50 بیشتر با ظاهر متفاوت، فرمان سبک و گیربکس CVT جلب توجه میکند؛ ساندرو استپوی روی سادگی و کاربرد روزمره تأکید دارد و برلیانس کراس با طراحی هاچبک اسپرت و امکانات رفاهی وارد رقابت میشود.
اگر کیفیت ساخت و سادگی مجموعه فنی برایتان اولویت اول است، بهتر است رنو ساندرو استپوی را جدیتر بررسی کنید. پیشرانه ۱.۶ لیتری ساندرو گشتاور بیشتری از موتور ۱.۵ لیتری X50 تولید میکند و گیربکس اتوماتیک آن نیز چهارسرعته معمولی است، نه CVT. البته استپوی از نظر امکانات رفاهی چندان دستودلباز نیست؛ خبری از سانروف فابریک یا مجموعه آمپر متفاوت X50 در آن نیست. اگر بیشتر از آپشنهای کابین، به کاربرد خانوادگی و مجموعه فنی شناختهشده اهمیت میدهید، استپوی میتواند گزینه منطقیتری باشد.
در طرف دیگر، برلیانس کراس C3 قرار دارد. اگر از خریدارانی هستید که طراحی داخلی، سانروف و امکاناتی مثل ورود و استارت بدون کلید را دوست دارند، این خودرو ارزش دیدن دارد. نسخه ۱.۶۵ لیتری برلیانس کراس، توان و گشتاور بیشتری از X50 دارد؛ هرچند بهدلیل تفاوت گیربکس، صرفاً با نگاه کردن به عدد اسببخار نمیتوان درباره شتاب آنها حکم قطعی داد. اگر لیفان X50 را برای ظاهر اسپرت و امکانات میپسندید، بهتر است C3 را هم از نزدیک ببینید.
پژو ۲۰۷ اتوماتیک و رنو ساندرو معمولی نیز برای خریدارانی که ظاهر کراسمانند الزام اصلیشان نیست، جایگزینهای قابل بررسی هستند. پژو ۲۰۷ کابین کوچکتری برای ردیف عقب دارد، اما از نظر شبکه تعمیرکاران و آشنایی بازار با ساختار فنی آن مزیت عملی دارد. پس اگر میخواهید خودرویی متفاوت و نسبتاً پرآپشن داشته باشید، X50 را در فهرست نگه دارید؛ اگر اولویتتان مسیرهای روزانه طولانی و دغدغه کمتر درباره قطعات خاص است، مقایسه با گزینههای پرتیراژتر را از دست ندهید.
ارزش خرید
لیفان X50 هنگام ورود به ایران با ترکیبی از قیمت رقابتی، طراحی نسبتاً جدید و تجهیزات رفاهی به میدان آمد. قیمت رسمی آن در زمان عرضه در چین، یعنی پاییز ۲۰۱۴، بسته به تیپ از ۵۹ هزار و ۸۰۰ تا ۸۲ هزار و ۸۰۰ یوان بود؛ بنابراین رقم حدود ۷۵ هزار یوان که برای این خودرو ذکر میشد در میانه بازه قیمت تاریخی آن قرار داشت. اما مقایسه مستقیم آن مبلغ با قیمت خودروی دستدوم در ایران، بدون در نظر گرفتن زمان و شرایط بازار، مبنای مناسبی برای ارزشگذاری امروز نیست.
اگر سراغ X50 اتوماتیک میروید، ظاهر مرتب کابین یا وجود سانروف نباید شما را از وضعیت گیربکس غافل کند. تأخیر در حرکت، لرزش، زوزه یا سابقه تعمیر غیرشفاف CVT میتواند خریدی که ابتدا مقرونبهصرفه به نظر میرسد را پرهزینه کند. بهتر است بین دو نمونه، خودرویی را ترجیح دهید که سرویسهای قابلپیگیری و عملکرد گیربکس سالمتری دارد، حتی اگر تجهیزات جانبی کمتری روی آن نصب شده باشد.
نسخه دندهای برای کسی که با رانندگی دستی مشکلی ندارد انتخاب متفاوتی است. پیشرانه همان موتور ۱۰۲ اسببخاری است، اما خبری از مجموعه انتقال قدرت CVT نیست و کنترل تعویض دنده مستقیمتر انجام میشود. در مقابل، اگر هر روز در ترافیک سنگین رانندگی میکنید، این مزیت فنی ممکن است از نظر راحتی برایتان چندان جذاب نباشد. به همین دلیل نمیتوان صرفاً با گفتن «دندهای بهتر است» یا «اتوماتیک راحتتر است» تکلیف خرید را مشخص کرد؛ تفاوت اصلی در نوع استفاده و وضعیت همان خودروی موجود برای فروش است.
از سوی دیگر، توقف تولید و محدودتر بودن بازار قطعات بدنه و بعضی اجزای اختصاصی X50 نسبت به خودروهای پرتیراژ داخلی، باید در محاسبه هزینه مالکیت جایی داشته باشد. قطعات مصرفی و سرویسهای معمول یک موضوعاند و پیدا کردن قطعه ظاهری خاص یا قطعات گیربکس CVT موضوعی دیگر. اگر میخواهید چند سال خودرو را نگه دارید، پیش از خرید دسترسی به تعمیرکار آشنا با این مدل و قطعات مهم آن را در شهر خود بررسی کنید.
در نهایت اگر یک X50 سالم با قیمت مناسب پیدا کنید و بیشتر استفادهتان شهری باشد، ظاهر متفاوت، فرمان سبک، تجهیزات رفاهی و ابعاد جمعوجور آن هنوز جذابیت دارند. اما اگر در همان محدوده بودجه، ساندرو استپوی یا برلیانس کراس سالمی پیش رویتان است، بهتر است فقط به تعداد آپشنها رأی ندهید. هزینه نگهداری، وضعیت گیربکس و کاربری واقعی خودرو میتوانند نتیجه انتخاب را کاملاً تغییر دهند.
جمعبندی
لیفان X50 بیش از هرچیز برای کسی ساخته شده که یک خودروی جمعوجور شهری با ظاهر متفاوت و امکاناتی بیشتر از یک هاچبک ساده میخواهد. فرمان برقی، سانروف، کابین با طراحی خاص و انتخاب میان گیربکس دستی یا CVT از دلایل توجه به آن هستند. در مقابل، موتور ۱.۵ لیتری برای رانندگی پرشتاب ساخته نشده و خرید نسخه اتوماتیک کارکرده بدون بررسی دقیق گیربکس، ریسک بزرگی است. اگر اولویت شما آسایش در ترافیک و ظاهر خودروست، X50 ارزش دیدن دارد؛ اگر شتاب، فضای بار بزرگ و دردسر کمتر در تأمین قطعات را میخواهید، رقبایش را جدیتر بررسی کنید.
نقاط قوت و ضعف
نقاط قوت
- طراحی ظاهری متفاوت با چراغهای عقب شاخص و تزئینات کراس
- ابعاد مناسب شهر و فرمان برقی سبک برای مانور و پارک
- امکاناتی مانند سانروف، سنسور عقب، چراغ روز و کلیدهای روی فرمان
- ترمز دیسکی هر چهار چرخ و وجود ABS، EBD و BAS
- امکان انتخاب میان گیربکس دستی و اتوماتیک CVT
نقاط ضعف
- شتاب اولیه نهچندان قوی نسخه CVT و صدای یکنواخت موتور هنگام گاز دادن شدید
- نبود کنترل پایداری ESP در نسخه مونتاژی ایران
- کیفیت متوسط پلاستیکهای کابین و انتقال ضربه در مسیرهای ناهموار
- محدودیت فضای بار و صندلی عقب برای استفاده سنگین خانوادگی
- حساسیت بررسی گیربکس CVT و دشواری احتمالی تأمین برخی قطعات اختصاصی پس از توقف تولید












دیدگاه بگذارید
اولین نفر باشید که دیدگاه خود را می نویسد